على محمدى خراسانى

96

شرح كفاية الأصول (فارسى)

1 - مقدّمهء حكم تكليفى : مقدّماتى كه تا نباشند مولى و آمر ، تكليف و امرى ندارند ، و اين‌ها شرط اصل وجوب هستند . ( البته در تقسيم سوّم گفتيم كه مقدّمة الوجوب از نزاع خارج است ؛ ولى فعلا بحث در ملازمه و وجوب شرعى نيست ، بلكه كلام در اصل تصوير مقدميّت است . ) 2 - مقدّمهء حكم وضعى : مقدماتى كه تا نباشد حاكم حكم وضعى ندارد و اثر وضعى مترتب نمىشود . 3 - مقدّمهء واجب و مأمور به و مكلّف به : مقدماتى كه با نبود آنها هم حكم و امر و تكليف و وجوب هست در هريك از اين سه قسم يا مقدّمه ، مقدّمهء متقدّم است و يا « مقارن » و يا متأخّر . در مجموع نه صورت پديد مىآيد كه مثالهاى هر صورتى را در جاى خود مىآوريم . اين نه صورت را در سه مرحله بحث و تحقيق مىكنيم . اما مقدّمه يا شرط اصل تكليف : ابتدا سه مثال مىآوريم . 1 - شرط تكليف و زمانا مقدم بر خود تكليف و امر باشد . مثل « إن جاءك زيد اليوم فيجب اكرامه غدا » ، كه مجىء زيد در ظرف امروز شرط براى اصل وجوب اكرام زيد در فردا است . 2 - شرط تكليف و زمانا با خود تكليف و امر مولى مقارن باشد ، مثل « اذا دخل الوقت فصّل » كه دخول وقت شرط اصل وجوب نماز است و مقارن هم هستند ، يعنى دخول وقت نماز همان و آمدن امر صلاتى از سوى مولى همان . 3 - شرط اصل تكليف و متأخر از امر مولى باشد . مثل : « ان سافرت يوم الاثنين فيجب عليك التصدّق قبله بيومين » . شرط ، سفر در روز دوشنبه است و مشروط ، امر به تصدّق دو روز قبل از سفر است ، پس شرط متأخر است . حال حلّ اشكال در اين مرحله ، هريك از شرط متقدم و متأخر و مقارن ، دو نحوه وجود دارند . 1 - وجود ذهنى كه همان لحاظ تصور كردن اين شروط و مقدمات باشد . يعنى آمر مجىء زيد را يا سفر يوم الاثنين را و . . . را در ذهن بياورد و تصور كند .